|
ازدواج (طنز) به خاطر دارم ایام جوانی رفیقان جملگی با یک تبانی یکی جشن از برای من گرفتند به زور از بهر من یک زن گرفتند بد اخلاق و چلاقی بود خیکی ازاین رو نام کردند نیکی شب اول که دیدم روی ماهش قسم خوردم که اندازم به چاهش ولی طی شد چو تشریفات جمله ولش کردم میان آب دجله برون گشتم شتابان با دلی شاد بدیدم در بیابان یک پری زاد شد آن محبوب زیبای دلارام به یک افسون من چون بره آرام در آن نوبت که حاصل شد مرادم به یاد شعر سعدی اوفتادم تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابا نت دهد باز
اگر خداوند یک آرزوی انسان را برآورده میکرد
زرنگي را گفتم زندگي چند بخش است ؟ گفت دو بخش : كودكي و پيري...... گفتم پس جواني چه شد ... گفت با عشق ساخت ، با بي وفايي سوخت ، با جدايي مرد چند بار در زندگی دعای خير فرشتگان و جواب مناجات هايمان را از دست داده ايم فقط برای اينکه به آن صورتی که انتظار داريم رخ نداده اند...؟؟!
شيرين و فرهاد :
|
About
عاشق روزهای بارانی Archivesهفته دوم شهریور 1388هفته اوّل خرداد 1388 هفته چهارم بهمن 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته اوّل مهر 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 Links
...**رویای کوچک (الی جون خودم)**...
گل صد برگ |